گاهي مسير جاده به بن بست مي رود گاهي تمام حادثه از دست مي رود
گاهي همان كسي كه دم از عقل مي زند در راه هوشياري خود مست مي رود
گاهي غريبه اي كه به سختي به دل نشست وقتي كه قلب خون شده بشكست مي رود
اول اگر چه با سخت از عشق آمده آخر خلاف آنچه كه گفتست مي رود
گاهي كسي نشسته كه غوغا به پا كند وقتي غبار معركه بنشست مي رود
اينجا يكي براي خودش حكم مي دهد آن ديگري هميشه به پيوست مي رود
واي از غرور تازه به دوران رسيده اي وقتي ميان طايفه اي پست مي رود
هر چند مضحك است و پر از خنده هاي تلخ بر ما هر آنچه لايقمان هست مي رود
اين لحظه ها كه قامت قد كمان ماست تيريست بي نشانه كه از شصت مي رود
بيراهه ها به مقصد خود ساده مي رسند اما مسير جاده به بن بست مي رود
***
چه خوب كه توي خوابگاه هم مي تونم به اينترنت دسترسي داشته باشم .
مدتيست كه در خوابگاه روزگار مي گذرانم . در اولين فرصت در مورد اينجا مي نويسم . فعلا يه ذره سرم زيادي شلوغ پلوغه و من هم زيادي عادت ندارم به اين مدلش .